چه طور تاریکی از نور گریزان نباشد که هست و بودش در گریز از اوست. بگذار از تو بدگویی کنند و تا همیشه بی هادی باشند که «من یضلل الله فلا هادی له...»(1) اما تو به مسلک پیامبران هادی باش که میدانیم «فمنهم من هدی الله و منهم من حقت علیه الضلالة»(2) و حقیقت آن است که بی خردانی که اینگونه نور الهیات را با دهان کثیفشان میخواهند خاموش کنند حقشان گمراهیست که «فریقا هدی و فریقا حق علیهم الضلالة انهم اتخذوا الشیطان اولیاء من دون الله...»(3) و آن که عهد میشکند و در دوستی، شیطان را بر خدا ترجیح میدهد باید به سخره بگیرد ولایت ِ «هادی ِ خدا» را...
وقتی نور باشی، و از نور، و غرق در نورِ یگانه، دشمنانت، دشمنان او هستند و اوست که میپرسد «کیف تکفرون؟» و میگوید که «و من یعتصم بالله فقد هُدِیَ الی صراط مستقیم»(4) آن که صراط مستقیمِ تو را گذاشته از مغضوب علیهم است و ضالین...
-----------------------------
1. هر كه را خداوند گمراه كند، براى او هيچ رهبرى نيست، و آنان را در طغيانشان سرگردان وا مىگذارد. (اعراف 186)
2. پس، از ايشان كسى است كه خدا [او را] هدايت كرده، و از ايشان كسى است كه گمراهى بر او سزاوار است(نحل 36)
3. گروهى را هدايت نموده، و گروهى گمراهى بر آنان ثابت شده است، زيرا آنان شياطين را به جاى خدا، دوستان [خود] گرفتهاند و مىپندارند كه راهيافتگانند. (اعراف 30)
4. و چگونه كفر مىورزيد، با اينكه آيات خدا بر شما خوانده مىشود و پيامبر او ميان شماست؟ و هر كس به خدا تمسك جويد، قطعاً به راه راست هدايت شده است.(آل عمران 101)
------------------
در راستای دههی بزرگداشت امام هادی سلام الله علیه در فضای مجازی
برچسبها:
دین,
امام هادی علیه السلام,
هدایت و گمراهی در قرآن,
علی بن محمد النقی
+
در
91/01/25، 11:30 از طلبهی اُ منفی
|
چند وقتیست دارم به موضوع اجبار حجاب فکر میکنم.
اصل موضوع حجاب بدون شک دستوری دینیست. و همچنین از ضروریات دین است به این معنا که انکارش سبب خروج از دین میشود. البته مقدار و کیفیت و عمل به آن در حکم انکار اصل حجاب نیست. اما اشتباهی که دیده میشود این که عدهای موضوع حجاب را با اجبارش خلط میکنند و به خطا اجباری بودن حجاب را جزء دین میدانند. و البته گاهی در نگاهی افراطی موضوع را ضروری دین معرفی میکنند!
از طرف دیگر نگاهی وجود دارد که مغالطهگرانه اجبار به حجاب را خلاف دین معرفی میکند. تنها دلیل این طرف این است که در زمان پیامبر گرامی اسلام و امامان معصوم حجاب اجباری نبوده. که این دلیل برا کسی که کمی اصلاع داشته باشد واضح البطلان است! چرا که اجباری شدن حجاب نه از باب تشریع و بدعت بوده که تنها به اقتضای مصلحت جامعهی اسلامی انجام شده. دلیل دیگری که در رد این قانون میآید، مخالفتش با آزادی انسانی و مقایسه شدن این قانون با قانون منع حجاب در کشورهای غیر اسلامیست که در جای خود به تفصیل در تفاوت این دو قانون بحث شده.
حاصل این که موردی که جای بحث و چالش دارد این است که اقتضای جامعهی اسلامی کدام است؟ آیا باید حجاب اجباری باشد تا اقلیت بی اعتقاد به حجاب باعث تضعیف این عقیده در دیگران و اهانت به آن نشوند؟ یا این که حجاب آزاد باشد تا موضوع اصل حجاب لوث نشود؟ و در این بحث بدون شک اعتقاد داشتن به این جبر یا اعتقاد داشتن به عدمش برای هیچ کس و به هیچ وجه نمیتواند ضد ارزش باشد.
سخن آخر آنکه به عقیدهی نگارنده ساختن حریمهای ممنوعه و ایجاد تابوهای خودساخته (مثل بحث در مورد اجباری بودن حجاب) نه تنها کمکی به استواری ارزشها نمیکند بلکه باعث سست شدن عقیده میشود و مغایر با دعوی تفکر دینی است.
مرتبط:
-
یک بام و دو هوا
برچسبها:
انقلاب,
حجاب,
دین
+
در
90/09/21، 20:16 از طلبهی اُ منفی
|